باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

اونی که خط کشید رو تنهاییام

1390/8/25 3:53
نویسنده : میم
354 بازدید
اشتراک گذاری

                            هر روز که بزرگتر میشی خیالم راحت تر میشه به حرفهام با دقت و حوصله گوش میکنی با بودنت دیگه هیچی کم ندارم فقط کاش وقت بیشتری داشتم تا . . .

دیروز مهمونی بودیم که صاحبخونه آهنگ شهزاده رو گذاشت یهو ذوق کردی گفتی آهنگی (به قول خودت آینگ) که دوست دارم جالب اینه که این آهنگ رو برات نذاشتم تا حالا فقط خودم خوندمش خلاصه اینکه با این سلیقه ت مامان رو بیشتر ذوق زده کردی چون بزرگترین کابوسم در زمینه موسیقی اینه که از رپ و جفنگ هایی که این روزا باب شده خوشت بیاد.

راستی چند روز پیشا باهام اومدی دانشگاه شما و دوستام کلی کیف کردین البته بجز استاد که با اینکه اجازه داده بود خیلی راضی نبود گرچه درس کارگاهی بود و بودن شما لطمه ای به کار عملی ما نمی زد وگرنه من کلا کلاس نمی رفتم خلاصه اینکه کلی با دوستام خندیدی بعد از دانشگاهم یکی از بچه ها بهت شکلات داد  (همونی که تو سینما فقط مجازی بخوری ) با ذوق گفتی ازین شکلاتا که تو سینما میکورم بعدم برا بچه ها تعریف کردی که تو سینما چه چیزایی مجازی بخوری و به قول خودت  سینما کیلی کوش میگذره

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)